برترين مطالب
Best Posts
آخرین مطالب ارسالی
Last Posts


جوک و طنز پ نه پ

تعداد بازدید : 285   دسته بندی : دسته‌بندی نشده پنج شنبه ,۱۳ بهمن , ۱۳۹۰

به مامانم میگم پول بده!!!میگه اونایی که دو روز پیش گرفتی چی شد؟؟نکنه همشو خرج کردی؟؟؟
تا اومدم بگم پـَـ ….زد تو دهنم,نذاشت حرف بزنم
من فقط میخواستم بگم پـَـَـس اندازشون کردم.
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد نادمین)

&&&&&

بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم

برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟میگم…اگه شما صلاح بدونین
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ  – واحد احترام به بزرگتر)

&&&&&

میخوام مسواک بزنم
مامانم می پرسه میخوای مسواک بزنی؟؟
میگم بله مامان جون..
میگه خمیر دندونم روش میزنی؟؟
میگم بله مامان جان..
میگه خاک تو سرت این همه موقعیت پ ن پ درست کردم واست استفاده نکردی
منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد کنترل نفس اماره)

&&&&&

تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل
(ستاد مبارزه با فتنه پ نه پ واحد اتوبان)

&&&&&

به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده …… گفت : می خوای بری جایی؟ … گفتم : بله پدر عزیزم
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد فرزند صالح)

&&&&&

ماه رمضونی ۶ صبح رفتم تهران، ۹ شب برگشتم خونه خسته و کوفته میپرسم مامان شام چی داریم؟
میگه گشنته ؟ چند ثانیه سکوت میکنم، چشامو میبندم و یه نفس عمیق میکشم . آروم و با طمانینه میگم : بله گشنمه
(ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ – واحد کظم غیظ)

&&&&&

تو تاکسی بودم،
گفتم :آقا همین جا نگه دار !
گفت : پیاده میشی ؟!
گفتم: بله پیاده میشم … خیلی ممنون !!!
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – ستاد مرکزی)

&&&&&

به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟ گفتم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد مرام)

&&&&&

رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه
(گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها)

&&&&&

نوزاده تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته؟
بچه هه به اذن خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم
(واحد نفوذی پ نه پ)

&&&&&

تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟میگم نون باشه بقیش مهم نیس
(ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ – واحد فروتنی)

&&&&&

از اتاقم اومدم بیرون ،در دستشویی رو باز کردم .مامانم میگه داری میری دستشویی؟میگم نرم؟؟؟
(ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ  – واحد ترویج فرهنگ مشورت)

 ارسال در حدود 5 سال قبل  نویسنده : مصطفی اس ام اس  ۱ نظر   | ادامه مطلب »
  1. لاله می‌گه:

    :grin: :roll: :mrgreen: :razz: :smile: :cool: :lol: