برترين مطالب
Best Posts
آخرین مطالب ارسالی
Last Posts


شعر و متن عاشقانه

تعداد بازدید : 278   دسته بندی : دسته‌بندی نشده چهارشنبه ,۳ اسفند , ۱۳۹۰

قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق

عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.

چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!

که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی

و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی

و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی

و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…

&&&&&

من و انتظار و کابوس تنهایی..
من و حس اینکه هر لحظه اینجایی

دارم آینه ها رو گم میکنم کم کم..
تو رو هر طرف رو میکنم، می‏بینم

نگو از تو چشمام چیزی نمی‏خونی..
تو که لحظه لحظه حالم رو می‏دونی

اگه این بهارم برنگردی خونه..
دیگه چیزی از من یادت نمی‏مونه

منو رها کن از این فکر تنهایی..
تو نرفتی، نه تو هنوزم اینجایی

دارم از خودم با فکر تو رد میشم..
دارم عاشقی رو با تو بلد میشم

نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی..
تو که لحظه لحظه حالم رو می‏دونی

اگه این بهارم برنگردی خونه..
دیگه چیزی از من یادت نمی‏مونه

منو رها کن از این فکر تنهایی..
تو نرفتی، نه تو هنوزم اینجایی

منو رها کن از این فکر تنهایی..
تو نرفتی، نه تو هنوزم اینجایی

&&&&&

من زنم، آزادم

هنوز نفس میکشم،

غریبه نیستم، نفس‌هایم را خفه نکنید،

بر سرم حجاب مالکیت …نکشید،

عروسک نیستم…

طاقچه‌ای هم نیست که بر سر آن بنشینم که نگاهم کنید…

بازی‌های بی‌ محتوای زن و مرد تمام شد…

اگر پا به پا نمیایی‌…

دست به دستم نکن…

دوستم داشته باش برای آنچه که هستم،

نه آنچه که تو می خواهی‌…..

&&&&&

کلاه سرم رفت
کلاهی که از زور گشادی همه هیکلمو میپوشونه
کلاه وقتی سرم رفت که امیدوار شدم دوباره به زندگی و سلام کردم به آسمون و زمین؛ فکر کردم تموم شد خستگیامو زدم به دل زندگی یه نفس گرفتم و همه امید و توانو سواد و تجربه و رو گذاشتم تو کولمو و دخترکو گرفتم به دندونمو الهی به امید تو دویدم تا برسم به مقصد که کمی آرامش باشه برای دلم و روحم که زخمی بود و خسته از همه کس و همه چیز .میدویدم گاهی انقدر سریع که از خودمم یادم میرفت فقط دخترکی که به دندونم بودرو میدیدم فقط دخترک.
گاهی هم آرام میدویدم یه نگاه به خودمو اطرافم مینداختمو و نفسی میگرفتم و دوباره میدویدم . چند بار چاله ها رو ندیدم یا دیدمو و نفهمیدم که خطرناکن و افتادم اونم چه افتادنی تموم بدنم له میشد و قسمتی که باید سالم میموند دخترک بود . کم کم افتادنا و نرسیدنا توانمو گرفت انقدر که انگار رسیدن به آرامش یه سراب بوده که از اولم وجود نداشته . حالا من موندمو خستگیام و بدنی که دیگه توان دویدن نداره . اما دخترک چی ؟اون باید برسه باید به اوج هم برسه آخه برای اون هر رسیدنی که رسیدن
نیست. برای اون فقط به اوج رسیدن رسیدنه اونجاست که میتونم از اون اوجی که رسوندمش خودمو رها کنم .سقوط آزاد سقوط آزاد سقوط آزاد و تمام .

&&&&&

آزارم میدهد شنیدن گاه گاه صدای جغدی شوم

صدایی که از دور می آید

صدایی که خبر میدهد از تنهایی من

من خسته ام و تنها

گوشه ای می خواهم برای خواب

تا تو را در خواب شاید بتوانم ببینم

در خواب من هم نیستی حتی

دورتر میشوی هر دم از من

در خوابم چیزی نیست جز ترس

بی تو بودن را تحمل نمیتوانم کرد

افسوس که بی توام در این لحظه که پرم از حرف

می خواهم اتاقی بسازم در خیالم

بدون در و حتی روزنی کوچک

تا خاطره هایت را در آن بریزم

تا نگذارم خاطره هایت

از ذهنم

خیالم

برود

تو که نیستی

من با خاطراتت زندگی میکنم

گریه می کنم

میخندم

میخوابم

من خوابم !

 ارسال در حدود 5 سال قبل  نویسنده : مصطفی اس ام اس  بدون نظر   | ادامه مطلب »