برترين مطالب
Best Posts
آخرین مطالب ارسالی
Last Posts


شعر و متن عاشقانه دی ۹۰

تعداد بازدید : 377   دسته بندی : اس ام اس جدید , اس ام اس عاشقانه سه شنبه ,۲۰ دی , ۱۳۹۰

شعر و متن عاشقانه
کلافه و بی قرارم ، خبری از گذر زمان ندارم !

دستهایم میلرزد ، اینک روز است یا شب ، این را هم نمی دانم

تنها دردی در سینه دارم و بغضی که گلویم را می فشارد

تمام وجودم سرد است ، سیاهی لحظه هایم کار سرنوشت است

من دیوانه چقدر ساده بودم ، من عاشق چقدر بیچاره بودم

نمیخواستم عاشق شوم ، قلبم اسیر رویاهایم شود

رویاهایی که با تو داشتم ، کاش یاد تو را در خاطرم نداشتم

خواستم تو را فراموش کنم ، فراموشی را فراموش کردم

خواستم اشک نریزم ، یک عالمه بغض در گلویم را جمع کردم

کلافه و بی قرارم ، مثل این است که دیگر هیچ امیدی ندارم

سادگی من بود که بیش از هرچیزی مرا میسوزاند

همه جا مثل قلبم دلگیر است ، همه جا مثل چشمانم خیس است

همه جا مثل غروبها ، مثل پاییز و مثل این روزها نفس گیر است

همیشه میگفتم میگذرد میرود ، اما اینبار گذشت و چیزی از یادم نرفت!

&&&&&

نمیدانی چقدر دلم میخواهد چشمانم را

به هر چه که گذشته است ببندم

و به روبرو نگاه کنم

به فردایی که دوست دارم تو هم در آن باشی

به روزهایی که از حس خواستنت سرشار است

از لحظه هایی که عقربک هایش رابه آستان با تو بودنم پیوند میزنم

و شبهایی که سیاهی اش را با حسی ناشناخته

به روشنی نگاه تو میدوزم

دوست دارم با خودم تمام واژه های سپیدی که

تورا برایم معنا میکند تکرار کنم

خوب میدانی

خوب میدانی که من با ثانیه ثانیه با تو بودن زندگی میکنم

و لحظات بی تو بودن را با بی رحمی قتل عام میکنم

هر چند که میدانم هر چه هم این لحظات را بکشم

باز باید برای داشتنت با روزگار ستیز کنم

اما …

برای دقایق نداشتنت چاره ای نمیاندیشم

و برای آن وقتهایی که هستی

در دلم جشن برپا میکنم و با نگاه رویاییت

جای جای دلم را آذین میبندم

نمیدانم میدانی یا نه لحظه تولد من

به همان ثانیه ای برمیگردد

که تو برای اولین بار به من گفتی

دوستت دارم!

&&&&&

باز باران

نه نگویید با ترانه

می سرایم این ترانه جور دیگر

باز باران بی ترانه

دانه دانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید روز باران

پا به پای بغض سنگین

تلخ و غمگین

دل شکسته

اشک ریزان

عاشقی سر خورده بودم

می دریدم قلب خود را

دور می گشتی تو از من

با دو چشم خیس و گریان

می شنیدم از دل خود

این نوای کودکانه

پر بهانه

زود برگردی به خانه

یادت آید هستی من

آن دل تو جار می زد

این ترانه

باز باران

باز می گردم به خانه

&&&&&

تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق، سرگشته، روی گردابم؟!

تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟

تو را کدام خدا؟

تو از کدام جهان؟

تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟

تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟

تو از کدام سبو؟

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!

مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!

کدام نشاط دویده است از تو در تن من؟

که ذره های وجودم تو را که می بینند،

به رقص می آیند،

سرود میخوانند!

چه آرزوی محالی است زیستن با تو

مرا همین بگذارند یک سخن با تو:

به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر!

به من بگو که برو در دهان شیر بمیر!

بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف!

ستاره ها را از آسمان بیار به زیر؟

ترا به هر چه تو گویی، به دوستی سوگند

هر آنچه خواهی از من بخواه، صبر مخواه.

که صبر، راه درازی به مرگ پیوسته ست!

تو آرزوی بلندی و، دست من کوتاه

تو دوردست امیدی و پای من خسته ست.

همه وجود تو مهر است و جان من محروم

چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است.

&&&&&

مهربانم ، ای خوب !

یاد قلبت باشد ؛ یک نفر هست که اینجا

بین آدم هایی ؛ که همه سردو غریبند با تو

تک و تنها ، به تو می اندیشد

و کمی ،

دلش از دوری تو دلگیر است …

مهربانم ، ای خوب !

یاد قلبت باشد ؛ یک نفر هست که چشمش ،

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش این است ؛

زیر این سقف بلند ، هر کجایی هستی ، به سلامت باشی

و دلت همواره ، محو شادی و تبسم باشد …

مهربان ، ای خوب ! یاد قلبت باشد ؛

یک نفر هست که دنیایش را ،

همه هستی و رویایش را ، به شکوفایی احساس تو ،

پیوند زده

و دلش می خواهد ، لحظه ها را با تو ، به خدا بسپارد …

مهربانم ، ای خوب !

یک نفر هست که با تو

تک و تنها ، با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور !

پر احساس و خیال است و سرور !

مهربانم ! این بار ، یاد قلبت باشد ؛

یک نفر هست که با تو ، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت ، هر صبح ، گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش ، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی …

 ارسال در حدود 6 سال قبل  نویسنده : مصطفی اس ام اس  بدون نظر   | ادامه مطلب »